یه جایی خوندم
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی
باید آدمش پیدا شود
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنه ات که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده ،کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگرنگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگرپابهپایت آمد ,اگر هوایت را داشت ,اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند,
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ وشنگ بود, اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی ,برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی, یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمهافاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها
سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری…
اما بگذار به سن توبرسند
بگذار صندوقچهشان لبریز شود, آنوقت حال امروز تو را میفهمند,بدون اینکه تو را به یاد بیاورند
غریب است دوست داشتن
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد
و نفسها و صدا ونگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي