بادخزان
عشق اگرباتوبیایدبه پرستاری من
شب هجران نکند قصد دل آزاری من
روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تونبودی که بیایی به خریداری من
برگ پاییزی ام و خسته دل ازبادخزان
باغبان نیزنیامدپی دلداری من
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ ساعت 17:36 توسط مانلی
|
نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي