اشعار یک دوست

خدا میداند
گنجشکانی که رد تو را دیروز درخت به درخت
و خیابان به خیابان دنبال کرده اند
خدا میداند چه دیده اند
که دیگر جیکشان درنمیآید!!..............

دوست کوچولوی من

1.jpg

عشق

کارسختی است....

فراموش کردن کسانی که حتی...

 لحظه ای گذرا ازقلبمان عبورمیکنند

تو که دیریست دراین دیارماوایی داری.........

شباهت منوتو

توهم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری

توهم شاید نمیدانی چه احساسی به من داری

به من چیزی بگو ازعشق ازاین حالی که من دارم

من ازاحساس شک کردن به احساس تو بیزارم

گریزی جز شکستن نیست منم مثل تو میدونم

نگوبایدگریخت ازعشق نه میتونی نه میتونم

تابوت

تابوتم فردا ازکوچه ات می گذرد...

چشم مپوشان....این مرده همانست که بیمارتو بود.